خاکـــنــامه

شهادت گل زیبای حرم حضرت رقیه (س) تسلیت باد

خاکنامه


خاک بر روی زمین بود ولی تنها بود
گهر گمشده ای بود که بی ماوا بود


خاک بی کس تر از آن بود که با ناز آید
خاک بر روی زمین ماند که با راز آید


خاک ای تخت سلیمان قدیمی علی (ع)
آه! این رسم زمان است که مانده ست ولی!


خاک ها در همه دشت صدا می کردند
و به تنهایی او هروله ها می کردند


تیغ تنهایی تو بر دل صحرا مانده ست
و صدای تو در این شهر بلا جا مانده ست


آه... این قصه از آنجاست که دل می شکند
عطشی از لب آن هاست که دل می شکند


چه غروبی است که خورشید به خون می رقصد
این همه نیزه که با عشق و جنون می رقصد


آه... این دوره به سر آمده ما تنهاییم
آه... ای اهل زمین ساکت و بی ماوا اییم


آن طرف هلهله ها دست فشانی کردند
این طرف بر ره حق پای فشاری کردند


ظهر می رفت که تا عصر به خاطر مانَد
طلبت اهل زمین! عصر به جایش مانَد


کاروان رفت که روشن بکند صحرا را
که بگوید به همه واقعه ها ، آنجا را


کاروانی که همه اهل سماء می دیدند
و گلی را که ز او فاطمه (س) می بوییدند


عمه آن روز به دلداری کودک می رفت
کاش آن ها ننویسند به زاری می رفت


خاک بر روی زمین بود ولی تنها بود
به کنار گل ما بود که بی ماوا بود


خاک از هُرم وجودش به تلاطم آمد
آه! این کیست که یکباره به دادم آمد


خاک بر دامن او رفت که بالا برود
و به تنهاکده و اوج تماشا برود


"من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید"
چهره اش را نظری در دل ما یاد کنید


خاک از آن روز که پای گل ما می بوسید
پای گل ماند و نگاهی به رهش می دوزید


خاک با آن گل زیبای حرم نجوا کرد
که می آید قدحی باز، که آن غوغا کرد


کودک و خاک کنار قدحی آسودند
یاد ایام که با عکس پدر می بودند


خاک بر روی زمین بود ولی تنها بود
گهر گمشده ای بود که بی ماوا بود


خاک ای تخت سلیمان قدیمی علی (ع)
خیز و بنگر که می آید خبر از جان علی (ع)

از برای نگاهی...

/ 2 نظر / 23 بازدید
=)0

شام، شهر ستم‏های پیاپی! هوای لبریزت بوی گستاخ حادثه می‏دهد. کربلا روبروی خرابه‏ای خاموش نفس می‏زند. هیچ بارانی سیاهی‏ات را نخواهد شست که هر چه شب است،در منافذ خاکت رسوب کرده است..

بهمن

لطفی کن و نپرس چرا عاشقت شدیم؟ حتما دلیل داشت که ما عاشقت شدیم در حیرتم که عشق از آثار دیدن است ما کورها ندیده چرا عاشقت شدیم؟ اثبات می‌کنیم؛ بفرما ! قسم که هست باور نمی کنی؟ به خدا ! عاشقت شدیم!؟ کی عاشقت شدیم فراموشمان شده بابا ! مهم که نیست کجا عاشقت شدیم گفتند پشت ابری و ما خوش خیال‌ها چون کودکان سر به هوا عاشقت شدیم دیدیم سخت بود کمی لایقت شویم رفتیم و با دو بند دعا عاشقت شدیم قبلا برای عشق مجوز گرفته‌ایم با اذن نایبان شما عاشقت شدیم یک ذره عقل هم که خدا لطف کرده بود کردیم نذر عشق تو تا عاشقت شدیم بی اعتنا به میل تو و آبروی تو گفتیم مثل شاه و گدا عاشقت شدیم این میوه‌ها رسیده و یاران گرسنه‌اند اینجا که کوفه نیست، بیا ! عاشقت شدیم