دل خون...

 

عزیزی از عزیزانم این روزها کمی دلش خون شده است، از آدم ها ... و مردانه صبر و سکوت را بر این درد ضماد کرده است و فقط خدا می داند و علی(ع) چقدر این ضماد دردناک است... آمدم برای ابهت سکوت و صبرش چیزی بنویسم تا تسکینی باشد برایش اما دیدم چه نوشته ایی بهتر از یک رباعی تقدیم به آستان یگانه منجی مان که هر چه ما دل خون باشیم و سکوت و صبر کنیم ذره ای از داغ دل او نمی شود خصوصا این روزها که مولا(عج) خون دلش برای مادرشان(س) تازه است...

این رباعی از طرف آن عزیز نذر چشمان مولای غریبمان(عج) و برای تسلی قلب نازنینشان...

راستی این روزها امیر یقین علی (ع) هم کارش صبر است و سکوت... خوب شیعه ایی شده اید شما ای صابر ساکت...

 

 

در فصـل خـــزان شـــکوفــه بــاران شــده ایی

در قحـطـی عقـــل عشـــق دوران شــده ایی

ایــن جمــعــه اگــر نـدیـدمـت نـــمـــــنـاکــــــم

کم نیست که...! دل خون چو اناران شده ایی

/ 13 نظر / 19 بازدید