نیکوترین خواستنی هایمان

بسم الله الرحمن الرحیم

همواره نوشتن از شما برایم دشوار ترین عمل ممکن بوده است. همیشه با وسوسه ای کودکانه به یادتان می آیم اما ناتوان تر از گذشته از ادراک شما فریاد عجز سر می دهم .

 

چه خوشایند است که شروع فصلی نو از زندگیم با نام خدای شما و یاد شما باشد.

 

بانوی ما ، هر روز با شمایم شما را می بینم که در تاریخ انسان ایستاده اید و بر حقایق صحه می گذارید شما همان آفتابی هستید که 18 سال بر زمین تابید و خداوند حتماً بر وجود چنین بندگانی به خود می بالد و شیطان هر روز بهتر در می یابد که چه خام بود که سر به سجده فرونیاورد.

هر روز با شما خیابان ها را گز می کنم و دخترانمان را می بینم که چه محتاج اند بر دوستی شما ، می بینمشان که هزاران پریشانی دارند ؛ گویی شما را به عمد برایشان گم کردیم ،آنقدر ایستادیم و نگاه کردیم تا دیگران گفتند آنچه می خواستند و انجام دادند آنچه می توانستند.

دختر امروزمان را می بینم در حالیکه به شادابی شما احتیاج دارد دوست دارم بانویش فاطمه(س) رابشناسد.

اما ذهنش را پر کرده اند از آنچه می خواستند گروهی از روی جهل شما را برایش یک محدودیت تصویر کردند و گروهی از تحجر یک وجوب آن هم آنگونه که خود دوست داشتند اما شما نه محدودیت هستید نه اجبار .

شما نیازید نیازی که باید همه مان احساسش کنیم .

 

اکنون تمام دختران و پسران نیاز شما را حس می کنند اما نمی گذارند بفهمیم که راه رسیدن به آرامش از این بی قراری شمایید.

گروهی در لباس های مدرن و قشنگ به دخترانمان گفتند که اگر فاطمه(س) را بخواهی باید تمام زیبایی های این دنیا را کنار بگذاری "ببین چه لباس هایی می پوشم دیگر تو نمی توانی مثل ما بگردی اورا نخواه او برایت محدودیت می آورد او را کنار گذار تا توانی فعال باشی تا سری در سرها شوی".

اما در آن طرف هم گروهی می گویند تو باید فاطمه(س) را این گونه بخواهی و او را در چند جمله برایت تصویر می کنند که او غمگین بود ، می گریست ، مردم از گریه ی او ناراحت بودند مظلوم بود خود و کودکش کشته شدند. تمام افعالشان ماضی است حال برای آنها بی معنی است فاطمه(س) یک وجود در تمام تاریخ است او برای ما مانده است و می ماند.  ان شاءالله اگر عمری بود در این رابطه در آینده بیشتر می گوییم.

ای دختر ما فاطمه(س) برای تو یک امیدواری به زندگی است یک اعتماد به نفس برای تمام زن ها.

فاطمه مان شاداب ترین افراد بوده و است او شادی قلب پدر جانش است.

فاطمه مان به تو می گویند خانواده ات را دوست بدار چنانکه در دوری یکی از آنها بی تابی کنی ،

فاطمه مان می گویند که اگر دو لباس داشتی نیکو ترین را به دیگری هدیه کن و آن یکی را خود بپوش تا ببینی خدایت تو را می بیند و برایت چه لباسی محیا می کند .

فاطمه مان به تو می گویند باش ، در میدان حق و باطل باش ، نظر بده و تلاش کن و اگر دیدی حقی دارد پایمال هوس می شود جلوی آن بایست.

فاطمه مان به تو می گویند اگر مریض هم بودی موهای دخترکت را شانه کن و این عصاره محبت را حتی برای آخرین بار به او تزریق نما .

فاطمه مان هر روز ایستاده به تو می نگرند و برایت می گویند وجودت گُل است حفظش کن و آن را بپروران.

و من و تو ای فرزند ایران نباید بگذاریم نیکوترین خواستنی هایمان را از ما بگیرند و به ما بگویند او ملیتش متفاوت است ، زبانش دیگر است و زمانش گذشته است ؛ بیا با هم سر یک میز تحریر بنشینیم و از او بخوانیم تا دیگر نتوانند معجون دست ساز خویش را به ما بدهند ببینیم حقیقت این وجود چیست آنگاه درمی یابیم این همان گمشده ی دیرین مان است همان که با بودن او جان دوباره می گیریم.

 

 

سپاس از اینکه حوصله کردید و خواندید. 

/ 2 نظر / 8 بازدید
زیبا

سلام . نوشته تون خيلی زيبا بود. قلم شيوايي داريد . تا حالا نديدم کسی درمورد خانم اين طوری بنويسه

owner (کاکتوس)

چشم به راهت دارم...