اهدا

سلام
راستش این سه رباعی را چند ماه قبل برای جشنواره ی اهدا نوشته بودم، حقیقتش آن موقع نمی دانستم اهدا چه قدر کار سختی ست و چه تصمیم بزرگی ست اما این روز ها به برکت همراه شدن با این توفیق "علی بالا" تازه می فهمم این کار چقدر ایثار بزرگی ست...


و با تشکر از همه ی دوستانی که با ابراز لطف در هفته ی گذشته چه در دوران کوتاه بیماری و چه پس از بیماری "علی بالا" ما را یاری کردند.


غم نبینید

عمرتان پر برکت

 و مرگتان شهـادت

 

رباعی اول
این سو پسرم دگر تکاپو نداشت
آن مادرشان توان جارو نداشت
قلب پسرم به سینه ای تازه برفت
یک خانه دگر غصه ی دارو نداشت



رباعی دوم
هرچند که رفتن عزیزم سخت است
انگار تمام لحظه ها یک وقت است
با رفتن تو حیات دیگر آمد
این است که غصه ام فقط یک لخت است



رباعی سوم
وقتی که تورا به آسمان پس دادم
من هم به کنار بسترت افتادم
دیدم که وداع با عزیزان سخت است
این بود که قلب تو به اهدا دادم


تقدیم به خانواده ی همه آن هایی که این تصمیم بزرگ را با همه ی سخـــــتی اش گرفتند خصوصا : شهاب ، شاهین و علی بالا

/ 16 نظر / 8 بازدید