فقدان 31

بسم رب المستضعفین
علی جان امروز در هوای تو گم بودم به دانشگاه رفتم اما خبری نبود افرادی را میدیدم که چه وقتی تورا مریدند مرا رنجند چه وقتی تورا منکر. دسته هایی که نه می خوانند نه می شنوند و من دوباره ترسیدم به حسینیه ات بروم خودت چرایش را می دانی ...
حالم به هم می خورد از افرادی که از تو فقط احساس بر میدارند وتو را شاعر می پندارند به حقیقت شاعران گمراه اند مگر آنهایی که ...


دوستان متن زیر از خبر گزاری فارس به مناسبت امروز است به نظرم مفید و حقیقی نمود :

به مناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی؛
قیام امام خمینی (ره) قیامی ابوذر وار ...
خبرگزاری فارس: شریعتی ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست که از میرزای شیرازی تا امام خمینی(ره) پرچمدار آن بوده‌اند و قیام امام(ره) را قیامی ابوذروار می‌دانست که بر سر قدرت زمان فریاد می‌زند و اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمد.

عده‌ای شریعتی را از لحاظ تیپولوژی از دسته روشنفکران اسلامی با افکار لیبرالیستی و بعضی نیز وی را روشنفکری مذهبی با افکار التقاطی و مارکسیستی می دانند اما برخی همچون روح الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی شریعتی را یک "دیندار روشنفکر" می داند و بر این باور است که "دیندار روشنفکر دغدغه اصلی‌اش دین است ،‌اصالت برای دین قائل است هر چند به دنبال نوآوری و ابتکار هم هست".
حسینیان می گوید:" روشنفکران مذهبی اصل را بر حقانیت لیبرالیسم و قبل از این مارکسیسم قرار می‌دادند اما به خاطر فرهنگ ایرانی که بدون مذهب نمی شود تأثیری گذاشت سعی می‌کردند عناصری از مفاهیم مذهبی را با لیبرالیسم یا مارکسیسم ممزوج یا تفسیر کنند ولی شریعتی هیچ ویژگی از این دو قشر روشنفکر مذهبی را نداشت. او ضد مارکسیسم بود با توده‌‌ای‌ها و مارکسیست بارها جنگیده بود. او فرهنگ غرب بر مبنای لیبرالیسم را درک کرده بود و کاملا از آن تنفر داشت . او به تمام معنا درد دین داشت. او نمی‌خواست از اسلام قرائتی راستی یا چپی داشته باشد. او دنبال قرائت اصیل اسلام بود یا بقول خودش او دنبال نفی اسلام تاریخی بود که در حوادث تاریخ توجیه شده بود. شریعتی قرائتی ایدئولوژیک از اسلام داشت حال آنکه روشنفکران اسلامی به دنبال ایدئولوژی زدایی هستند. شریعتی از آن جهت روی عناصر انقلابی اسلام تأکید می‌کرد تا اسلام را به عنوان رقیبی برای مارکسیسم انقلابی نشان بدهد. شریعتی اگر بر عناصری از قبیل آزادی و دمکراسی اصرار می‌کرد به دنبال رقابت اسلام با لیبرالیسم بود. هر چند شریعتی در مسیر حرکت خود دچار اشتباهاتی شد ولی هدف او خیر بود".
شریعتی همواره از امام خمینی(ره) به نیکی یاد می‌کرد و ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست که از میرزای شیرازی تا امام خمینی(ره) پرچمدار آن بوده‌اند. حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این‌باره می‌گوید:" شریعتی قیام امام(ره) را قیامی ابوذروار می‌دانست که بر سر قدرت زمان فریاد می‌زند و اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمد".
امام خمینی(ره) نیز در مراسم ختم فرزندش حاج آقا مصطفی به صورت اشاره از روحانیونی که شریعتی را مرتد می‌دانستند گلایه کرد و به صورت کنایه‌ شریعتی را روشنفکری معرفی کرد که برای اسلام خدمت می‌کند.
یکی از روحانیون برجسته طی نامه‌ای به امام(ره) که در تبعید نجف به سر می‌برد از شریعتی به شدت انتقاد کرده و افکار وی را مضرّ خوانده بود اما امام‌خمینی(ره) به فردی که حامل این نامه بود گفتند:"این روحانی بزرگوار به عالم و آدم بدبین هستند، ما در شرایطی نیستیم که نسبت به دانشگاهیان و روشنفکران با بدبینی نگاه کنیم".
محمود دعایی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خمینی(ره) در نجف اشرف نیز خاطرات جالبی از نوع نگاه امام(ره) به شریعتی و افکار وی نقل می‌کند. دعایی در جایی می‌گوید:" روزی خدمت امام بودم، ایشان فرمودند از تهران فردی هزینه پرداخت کرده و آمده تا نظر من را نسبت به دو شخصیت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهری را گذاشته و گفته این کتاب جنوب تهران را بی‌حجاب کرده و اسلام‌شناسی شریعتی را نشان داده و گفته این کتاب جوانان را از دین منحرف کرده است".
دعایی با نقل این مطلب که امام‌خمینی(ره) تمام آثار شریعتی را مطالعه کردند، می‌افزاید:"امام خواستار قسمت‌هایی که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است شده بودند و پس از آن گفته بودند برخی قول‌های شاذ و نادر هست ولی این قول‌های نادر باعث انحراف نمی‌شود".
مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در بیان خاطراتش پیرامون نظر امام(ره) درباره علی شریعتی با اشاره به این که"البته امام تذکراتی نیز درباره شریعتی و نظرات وی درباره علامه مجلسی و مباحثی پیرامون تشیع وی، داشتند، ولی بر نوعی وحدت بخشی نیز تاکید داشتند"، ادامه می دهد:" امام به شدت از درگذشت دکتر شریعتی متأثر شدند و گفتند:" یک روز امام(ره) به من فرمودند: من به سه دلیل از فوت دکتر شریعتی متأسف هستم. یکی این که ای کاش ایشان با آن قدرت بیان و احاطه‌ای که بر کلام و نفوذی که در جمع شنوندگان داشت، توجه خود را صرفاً به نسل دانشگاهی معطوف نمی‌کرد و همه‌ جامعه اعم از روحانی و بازاری را در نظر می‌داشت و سعی می‌کرد همه‌ اقشار از اندیشه‌ها و تفکراتش بهره‌مند شوند. تأسف دوم من این است که چرا عده‌ای با او در افتاده‌اند و ایشان را به خودشان و خودشان را با او مشغول کردند و نگذاشتند درست کار بکند و درست تبلیغ بکند. تأسف سوم من این است که ایشان زود از دنیا رفت و نتوانست بماند و ادامه بدهد و کار خودش را تصحیح بکند".
محمود دعایی تصریح می کند امام خمینی(ره) به این دلیل که مطمئن نبودند شریعتی به شهادت رسیده و یا این که به مرگ طبیعی درگذشته است درباره مرگ وی کلمه فقدان را به کار بردند.
صادق طباطبایی یکی از نزدیکان خانوادگی امام خمینی(ره) و سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان درباره دیدگاه امام(ره) درباره شریعتی می گوید:" "امام همواره با احترام خاصی از دکتر شریعتی یاد می کردند. قبل از انقلاب، زمانی که عده ای از روحانیون ایشان را کوبیدند و بی انصافی هایی شد، رژیم هم از فرصت استفاده و شروع به تبلیغ کرد. یکبار خبر دادند شریعتی نسبت به مفاتیح موضع گیری کرده، امام گفتند: "کسی که به آن زیبایی در مورد نیایش قلم فرسایی می کند، نمی تواند علیه دعا چیز بنویسد. اما در مورد مفاتیح، خوب مفاتیح هم یک کتاب نیایش است؛ چه بسا انتقاد ایشان همان چیزهایی باشد که ما خودمان هم یک وقت‌هایی به آن انتقاد داریم."
امام خمینی(ره) بعضاً پیغام‌های دلسوزانه و مشفقانه‌ای را نیز برای شریعتی می‌فرستادند؛ به عنوان مثال یک بار به خسرو منصوریان(یک فعال سیاسی-اجتماعی) گفته بودند: "سلام مرا به شریعتی برسان و بگو خداوند به شما توفیق بدهد اما گله‌ای که از شما دارم این است که گفته‌اید آخوندها یک دست برای گرفتن و یک دست برای بوسیدن دراز کرده‌اند؛ این طور نیست".
در جایی دیگر، امام(ره) نسبت به نظرات تند شریعتی درباره علامه مجلسی، این نظرات را رد کرده و اظهار می دارند:" نباید یک‌ کسی ‌تا به‌ گوشش‌ خورد که‌ مثلاً مجلسی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌، محقق‌ ثانی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌، نمی‌دانم‌ شیخ‌ بهایی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌ با این‌ها روابط‌ داشتند، می‌رفتند سراغ‌ این‌ها،همراهی‌شان‌ می‌کردند، خیال‌ کنند که‌ این‌ها مانده‌ بودند برای‌ جاه‌ و عزت‌ و احتیاج‌داشتند به‌ این‌که‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ و شاه‌ عباس‌ به‌ آن‌ها عنایتی‌ بکنند. این‌ حرف‌ها نبوده ‌در کار. آن‌ها گذشت‌ کردند، مجاهده‌ نفسانی‌ کردند برای‌ این‌که‌ این‌ مذهب‌ را به ‌وسیله‌ی‌ آن‌ها و به‌ دست‌ آن‌ها ترویج‌ کنند."
پایان این نوشتار هم شعری از دکتر شریعتی درباره امام خمینی(ره) است که نوع نگاه وی را به امام(ره) در اذهان تداعی می کند؛
«فریاد روزگار ماست
روح خدا
در روزگار قحطی هر فریاد
در روزگار قحطی هر جنبش
فریاد روزگار ماست
آری در روزگار مرگ اصالت‌ها
بی تو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها
بی تو فرو نشسته دگر فریاد
تنها شده است هر چه که انسانیت
در پایتخت غارت و خون
جز وحشت و هراس نمی بینم
این درد را با که بگویم
که هر ورق از هر کتاب
ترس را فریاد می کند
حتی پلاس کهنه خیابان هم
تجربه کرده است ترس را
اینک سیاه بینمش
تا بر تو باز شود
که راست می گویم
در هر کرانه این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز
در چشمهای بیدار
ترس را نشانده اند آنها
هر روز می درند
هر روز می برند
و پاداش را
از دست گرگ می گیرند
در پایتخت غارت و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند
بی تو در پایتخت دیو دماوند
سیاوشها و کاووسها در بندند
ای کاش رستم
کاووسها را نمی رهاند
تا اینگونه گشاده دست
در بند بخواهد رستم را
در خون کشد سیاوش را
بی تو من از خمین گذشتم
افسرده بود و سرد
نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار ماست
روح خدا
بانگ تعهد و رسالت
بانگ خدا و خون
اینک تو ای سلامت پویا
ای کرامت بی مرز
بر این زمین تشنه ببار
آری آری
تا زاید این
سترون فرسوده
گلهای سرخ شهادت را
تا باز در نبض شهر تپد
فریاد آری
تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته شود بیدار
تا باز آن جوانه کند فریاد!»

* محمد صادق زمانی

/ 2 نظر / 7 بازدید
کوروش دیباج

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار زیبایی دارید واقعاَ زیباست خوشحال می شوم به وبلاگ من هم سری بزنید ونظر سازنده ات را درباره وبلاگم به من بدهی دوست عزیز منتظرت هستم یادت نره منتظرم پس زود بیا یه سری به من بزن.[قلب][قلب][قلب][قلب][گل][گل][گل]

ارمیا

سلام خوبید؟؟؟ خوشحالم که آپ کردید هرچند هنوز نخوندم فقط یه چیزی نمیدونم چرا بعضی هااین قدر از مطهری و شریعتی مایه میذارن در حالی که هیچی از اونها نمیدونن اصلاَ منظورم شما نیستید میتونی امتحان کنی فقط میگن شریعتی. مطهری اما از اونها بپرس مطهری یا شریعتی چی میگن؟؟ اسم چن تا از کتابهاشون رو بگو عمرا بدونن