دخترکم! دختر بلند حرف نمی زند...

 

این فیلم یکی از فیلم های شاخص در کم هنری در انتقال مفهوم است یعنی کارگردان تعمدا یا سهوا عاجز از آن است که مفهومی را که می خواهد بگوید با رعایت ادب و حیا بیان کند، صرفا می خواهد حرف ها و عقده های فمینیستی اش را بگشاید

این در کنار اشکالات اساسی که در نما ها و خود نوشته ی فیلم به چشم می خورد واقعا دلایل خوبی برای بی جایزه شدن آن گشته است علاوه بر آن فیلم منتخب مخاطبان در جشنواره دو فیلم به صورت مشترک بود یکی هیس و دیگری حوض نقاشی و نمیتوان آن را منتخب قطعی مخاطب دانست.

و این رتبه شریکی فیلم عمدتا حاصل هیجان دوستی مخاطب عام سینماست.

در باب نام فیلم هم این نکته حائز اهمیت ویژه است که در فرهنگ توام با حیای ایرانی ما بهتر است دختر همیشه آهسته صحبت کند و فریاد نزند تا هم متانتش حفظ شود هم جلوه گری نکند و این را بزرگ تر های ما بسیار تاکید می کردند و همواره می گفتند که "دخترکم دختر بلند حرف نمی زند..." این فضا همان فضایی ست که فیلم ساز در آن از دختر بودن به زن شدن ره پیموده است. فیلمساز دانسته یا ندانسته با قرار دادن این جمله در زبان بد من فیلم که "دختر ها فریاد نمی زنند... "و انتخاب آن به عنوان نام اثر  قصد کرده(تاکید می کنم چه بسا نادانسته) تا حافظه ی مثبت فرهنگی مردم از مفهوم متانت برای دختران را به مفهومی که با آن حقوق دختران تضییع می شود جا بجا کند و این به ظن حقیر یک خیانت فرهنگی ست.

 

/ 9 نظر / 24 بازدید
دارگوش

محمد رفیعی مثل زبان مادری ام دوست دارمت با لهجه ی علیصغری ام دوست دارمت عطری که می زنی به تنت بویش آشناست مجنون بوی بربری ام دوست دارمت دیوانه ی حجاب تو و چادرت شدم اما بدون روسریم دوست دارمت قصدم حلال بود ولی خب اگر نشد یک جورهای دیگریم دوست دارمت راجع به من عزیز دلم فکر بد نکن یعنی به چشم خواهری ام دوست دارمت

میم

هیس! دکترها فریاد نمی‌زنند

وحید لواسانی

سلام عزیز دلم خوبی سهیل خان وب سایت زیبایی داری ما که خوشمان آمد به کسی هم ربطی نداره انشاالله عروسیت

وحید مقدم سامان

فمینیست و لا غیر...

وحید مقدم سامان

اکثر فیلمای این خانم همینه!

نوربین

سلام بنده فیلم رو ندیدم شاید بشه فکر کرد گفتن این جمله توسط بدمن فیلم نشان این بوده باشد که آدم بدها هم خوب وبد را میفهمند یعنی آدم هر چقدر هم بد ولی بد وخوب برایش جابه جا نمیشود البته شاید.... چون با داستان و فضای فیلم غریبه ام احتمال دارد با دیدن فیلم نظر بنده تغییر کند...

دارگوش

افتاده در اين راه، سپرهاي زيادي يعني ره عشق است و خطرهاي زيادي بيهوده به پرواز مينديش كبوتر! بيرون قفس ريخته پرهاي زيادي اين كوه كه هر گوشه آن پارۀ لعلي است خورده است بدان خون جگرهاي زيادي درد است كه پرپر شده باشند در اين باغ بر شانۀ تو شانه به سرهاي زيادي از يك سفر دور و دراز آمده انگار اين قاصدك آورده خبرهاي زيادي راهي است پر از شور، كه مي بينم از اين دور ني هاي فراواني و سرهاي زيادي هم در به دري دارد و هم خانه خرابي عشق است و مزينّ به هنرهاي زيادي بيچاره دل من كه در اين برزخ ترديد خورده است به اما و اگرهاي زيادي جز عشق بگو كيست كه افروخته باشند در آتش او خيمه و درهاي زيادي... نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 توسط سعید بیابانکی

ف

سلام نظر شما محترم است . اما به این نکته هم دقت داشته باشید که چه آلارم هایی برای مخاطب بخصوص والدین و سرپرستان داشته است . ضمن اینکه عنوان فیلم فقط وسیله ای است برای جذب مخاطب . شاید من که از جلوی در سینما میگذرم و به این عنوان نگاه میکنم ظن و گمانم همان چیزی باشد که شما در نقدهایتان فرمودین اما وقتی فیلم را می بینم تازه می فهمم هدف از انتخاب این عنوان چه بوده است . می فهمم که دخترها اگر خطری رو حس کردند با جسارت و شجاعت والدین خود را در جریان بگذارند و اگر از این مهم غفلت کنند ممکن است سرنوشت هایی به مراتب بدتر از سرنوشت شخصیت فیلم داشته باشند . و به نظر من این کمترین و ابتدایی ترین نتیجه ای است که میتوان از داستان فیلم گرفت . بعد از سرنوشتهای تاسف باری که برای هزاران جوان و نوجوان بدلیل ترس و شرم و امثالهم پدید آمده آیا وقت آن نرسیده است که تابو ها را بشکنیم تا بیش از این شاهد پرپر شدن گل های شاداب جامعه نباشیم ؟!

عماد

بابا منتقد!!!بابا کار درست!!! حیف که مرخصی ام تموم شده و دارم بر میگردم وگرنه میخوندمش!!!!!![شوخی]