کاری کرد...

شاید بتوان محبتی جاری کرد
یا اینکه سرود عشق را ساری کرد
وقتی که زمین یخش ترک بردارد
شاید بشود برای آن کاری کرد

/ 4 نظر / 9 بازدید
علی کرمی

طبیب جان، شعرت امامزاده‌ی سبز من است (آن دورها !) من هم دخیل بسته‌ام ات (مثل کورها !) [چشمک] به قول شاعر فاضل ! : خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند "نشد"

=)0

چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی... چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی... پیله ات را بگشا... تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی...

شیعه کوچولو

...

فکر

اگردیدن این یخ های شکسته بهانه ای باشند برای شکستن یخ های وجودمان آنوقت میشود کاری کرد آنوقت میشود بهار را دید