دست بوسی

از ابتدا با دست بوسی مشکل داشتم...

ولی بعد ها که کمی عنادم با خیلی چیز ها کمتر شد به خودم گفتم خوب مگر پدر و مادر چه ویژگی هایی دارند که کسی روی دست بوسیشان حرفی نمی زند...

خوب ساده است برای بوسیدن دستِ کسی دو ویژگی لازم است یکی در کسی که اظهار ارادت می کند و دیگر در کسی که به او اظهار ارادت می شود شخص اظهار کننده نباید شانش پایین بیاید و شخصی که به او اظهار ارادت می شود نباید کبر برش دارد... همین دو شرط…

این ها حرف هایی بود که بعد از کاویدن این موضوع توانسته بودم دلم را با آن کمی راضی کنم.

پدر و مادر که نه با بوسه فرزند مغرور می شوند و نه شان فرزند با بوسیدن کم می شود که بیشتر هم می شود...

و کسی هم که از نفس گذر کرده باشد هم قطعا با این کار کبر برش نمی دارد و شان شخص دیگر هم ابدا پایین نمی آید...

بعد ها که دست بوسی برایم با این اگر و اما ها حل شد باز هم برایم سوال بود مثلا رهبرمان در این مواقع چه می کند؟ آیا دست را آماده می کند تا بوسیده شود یا چه می دانم؟!... کار دیگری می کنند...؟

 

خدمتشان رسیدم... دستشان را گرفتم تا لبان خودم را متبرک کنم... آقا دستش را جوری غلتاند زیر دست من که هر کار می کردم از زیر پنجه ی خودم دستشان را نمی توانستم پیدا کنم... همه حسینیه، عکاس ها و مردم احساس می کردند من دست آقا را بوسیدم اما فقط خود ایشان می دانستند که چه تدبیری اندیشیده اند که نه تعارف کنند و فیلم راه بیندازند و دستشان را بکشند  تا همه ببیند ایشان متواضع اند و از این طریق تواضع فروشی کنند و نه به راحتی اجازه دهند کسی دستشان را ببوسد...

چه تدبیری بود آقا بدون ریا بازی و بدون اینکه خلق بفهمند تواضع خود را به خالق عرضه کردند...

این است که وجود کسی آن قدر جلا پیدا می کند که بتواند آیینه دار ولایت اهل بیت(ع) شود در دوران غیبت... یعنی با آینه ی شفاف وجودش همـــــــــان نور ولایت را به سمت ما منعکس کند.

 

پیشانی نوشت:

امام صادق(ع) فرمود:

 "سر و دست کسی بوسیده نشود مگر (دست و سر) رسول خدا یا کسی به عنوان رسول خدا".

مرحوم مجلسی در توضیح قسمت پایانی حدیث می‏فرماید: آن‏ها ائمه اطهار هستند و غیر ائمه از سادات و علما بنابر اختلاف در نظر.

بحارالانوار، ج 73، ص 37، حدیث 35

 

پاشنه نوشت:

البته کم سعادتی ما را هم در این اتفاق حتما لحاظ کنید...

/ 10 نظر / 6 بازدید