دو کلام راجع به موسیقی

 

در نوشته ی زیر سعی شده مقداری راجع به  موسیقی گفته شود که به دلیل اینکه تحلیلی است؛ ممکن است پر از ایراد و اغلاط باشد برای همین پذیرش یا رد این تحلیل را به عفل سلیم خوانندگان آن واگذار می کنم :
شاید بهترین کلید در فهم اینکه چه موسیقی حرام است یا اصلا موسیقی نقشش در زندگی چیست همین استفتایی باشد که از رهبر عزیز شده است :


"خبرنامه دانشجویان ایران " نوشت: متن استفتا و پاسخ مقام معظم رهبری درباره یادگیری موسیقی به شرح ذیل است:


سئوال:
با سلام اینجانب 21 سال سن دارم و تمایل به یادگیری تار دارم فلذا چون نظر ایشان را مقدم و واجب الاطاعه می‌دانم نظر ایشان را در خصوص یادگیری نواختن تار و حفظ جوانب که لهوی و مطربی نشود را خواستم جویا شوم.

پاسخ:


بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
بطور کلّی، ترویج موسیقی و تدریس آن و تشکیل کلاس‌های موسیقی، هر چند موسیقی حلال باشد، با اهداف عالیه‌ی نظام مقدس جمهوری اسلامی سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت با ارزش خود را صَرف یادگیری علوم و فنون لازم و مفید نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم، پر نمایند.


موفق و مؤید باشید


برای آن هایی که وقت کافی ندارند توصیه می کنم که به تامل در همین پاسخ مشغول شوند و باقی متن را نخوانند. اما برداشت و تحلیل حقیر از این پاسخ:


1-    موسیقی حلال هم وجود دارد که در بعضی استفتائات از رهبر عزیز به وضوح تبیین شده وظیفه شناخت حلال از حرام آن بر مکلف است که از تلقی عامه جامعه که فلان آهنگ حلال است و اثر آن آهنگ بر شخص خودش که آیا مرا از یاد خدا غافل می کند و به یاد چیز های دیگر... می اندازد یا نه به سادگی امکان پذیر است.
اما در مورد خوانندگی چیزی که واضح است این است که صدای خانم ها قطعا حرام است چه به صورت غنا بخوانند چه غیر از آن (این حرمت به نظر من از دیدگاه روان-جامعه شناسی به سادگی تحلیل پذیر است که فعلا به آن نمی پردازیم فقط بدانید این حکم برای حفظ وقار و شخصیت خانم هاست) صدای مردان هم اگر غنا نباشد می تواند با حفظ شرایطی که بالا گفته شد حلال یاشد غنا یعنی چیزی شبیه چهچهه و بازی صدا در حلق چیزی شبیه آواز که در ادبیات فقهی غنا گونه ی خاصی از آواز است که فهم دقیق آن به دلیل نقص پژوهشی من و اینکه خیلی با دنیای خوانندگان همراه نیستم سخت است اما فعلا برای اشخاصی مثل من که غنا را نمی فهمند همان رعایت فهم عامه جامعه و اثر صدای خواننده در به یاد خدا بودن یا به یاد غیر خدا افتادن کافی به نظر می رسد.
پس دقت کردید که حلال بودن موسیقی و خوانندگی هیچ ربطی به تایید وزارت ارشاد یا پخش در صدا و سیما ندارد و این کلام رهبر عزیز است با اینکه مسئول صدا و سیما را خودشان نصب می کنند اما به هر حال ما در دوران غیبت هستیم و در حال حرکت و تلاش برای تشکیل یک حکومت اسلامی و مهدوی. پس فقه آزاد و پیشتاز شیعه تشخیص حرمت را به فهم مکلف واگذارده است.


2-    جامعه ی اسلامی ما در حال حرکت برای تشکیل حکومت جهانی امام عصر(عج) است و اینکه ایشان بیان می کنند " با اهداف عالیه‌ی نظام مقدس جمهوری اسلامی سازگار نیست" یعنی اینکه ما برای تشکیل آن حکومت کار های مهمتری داریم حتی برای تفریحات هم می توانیم از تفریحاتی استفاده کنیم که این کالبد را بیشتر شایسته تلاش علمی برای ساختن زندگی سعادتمند برای همه مردم جهان کند. اما پس گرایش غریزی ما به موسیقی چه می شود؟ به نظر حقیر این نیازی است که اصلا نمی شود انکار کرد و صورت مساله اش را پاک کرد.


 می خواهم چیزی بگویم که به نظر من از کلام رهبر عزیز برداشت می شود اما چه مقدار دوستان بپذیرند را نمی دانم و آن اینکه موسیقیدان ها و هنرمندان این زمینه خود در بستر تاریخ شکل می گیرند و نیازی نیست ما برای ساختن و افزایش تولید آنها برنامه بریزیم اما نیاز است تا این هنر را به کلی تخطئه هم نکنیم درست مثل کشور خودمان که این هنر را تخطئه نکرده حتی دانشگاه هایش هم هستند اما ضرورتی نیست که برای مثلا افزایش تعداد گیتاریست هایمان برنامه بریزیم چون آن تعداد نخبه گیتار در همین فضای فعلی هم تولید می شوند تا در آینده در این شاخه هنری در حد نیاز در خدمت سعادت مردم قرار گیرد اما نکته لازم این است که همین تعداد نوازنده که من می گویم در بستر تاریخ خودشان تولید می شوند حتما نیاز به تربیت دارند. تربیت به آن معنی که آن ها هنر را آنگونه که خدا می خواهد فرا گیرند تا به اهداف مهدوی جامعه ما هم بخورد.
در پایان یک مثال می زنم که در تاریخ از این مثال ها زیاد هست تا بفهمید اینکه من می گویم فلان چیز هدف اسلام نیست اما در بستر تاریخ شکل می گیرد یعنی چه... مثلا ببینید هدف پیامبر(ص) و یا بعد از ایشان امام علی(ع) تولید یک لشکر مختار نبود، هرگز... اما علی(ع) می خواست یک لشکر مالک اشتر یا میثم تمار تولید کند. مختار ها در تاریخ بنابر ویژگی های شخصی تولید می شوند فقط نیاز است تا در مکتب امام علی(ع) تربیت شوند تا کارشان به خدمت معاویه نکشد و این ضرورت تربیت صحیح این فرزندان تاریخ است که هرگز هدف تولیدی اسلام نیستند اما باید با تربیت اسلامی آن ها را از خدمت به شیاطین نجات داد  و در جای صحیح در جامعه از حضورشان استفاده کرد درست مثل نخبگان عرصه ی موسیقی.

/ 9 نظر / 9 بازدید
میم

از پریشان حالی ام دیدی پریشان خاطرم دیدی پریشان خاطرم....دیدی پریشان . . . .خاطرم

موتوری

امشب از آسمان دیده تو/روی شعرم ستاره می بارد درسکوت سپید کاغذها/پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه تب آلودم/شرمگین از شیارخواهش ها پیکرش را دوباره می سوزد/عطش جاودان آتش ها آری آغاز دوست داشتن است/گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم /که همین دوست داشتن زیباست.... اگه موسیقی ایرادات داره دیگه شعر که نداره[نیشخند]....تقدیم به هرکسی که یه جوری عاشقه[چشمک]سال نو مبارک[خجالت]

کاکتوس

به نظر من از مهمترین ارزش های تربیت دینی اینه که حتی وقتی تک وتنها جایی با گناه روبه رو میشیم ایمان درونی ماست که مرتب نهیب می زنه:نکن!! حالا اون نوع از موسیقی و اوازه خونی که اهتمام به پاکی و تقوی رو ضعیف کنه و این توجه رو از ما بگیره حرام میشه. هر چند که الانه این نوع از موسیقی ها اطراف ما بیشماره.... برداشت شما قابل تامل بود...معلومه کار تحلیل تون خوبه[لبخند]

بهمن

مسلما خیلی ها ترش میکنن !!! بابا یه کم مهربون تر می نوشتی [چشمک] بچه هاب اهل هنر طبعشون لطیفه ...[دلشکسته]

فرهاد سیمین

بسمه ای تعالی باسلام موسیقی اگر بتواند در هجرت کبری وجهاد اکبر کمک ما کند بسیار جایز است. والسلام مقلد عالی قدر فرهاد سیمین

کاکتوس

کاکتوس:سلام ،میشه یه چیزی بگیم؟عصبانی نشیدا؟!! صاحب وبلاگ:سلام،باز چیکار کردی؟نه نمیشم!بگو... کاکتوس:وبتون یه چیزی نداره؟!!!! صاحب وبلاگ:!!!!!![کلافه] کاکتوس:ببخشید به خدا همه چی داره!! فقط ساعت نداره.... صاحب وبلاگ:کاکتوس تو همین الان اخراجی...[عصبانی]

بز تی وی

ها! چی شد؟ گرخیدی؟ حالا بردار ناقص بچاپ اینو تا کسی نفهمه ولی وجدانت چی؟ موکدا که تاریخ را فاتحان ...ه اند

خواننده پرو پاقرص گذشته سرخ آینده سبز

وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها مثل همیشه آخرحرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا ..اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه می داند شاید امروز نیز روز مبادا باشد ..وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها ..هر روز بی تو روز مباداست ..آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند آیینه ها که دعوت دیدارند دیدارهای کوتاه از پشت 7 دیوار .. دیوارهای تو ..دیوارهای من حال دیوارهای تو همه آیینه اند و آیینه های من همه دیوار...خوب حفظ کردم؟؟؟؟ راضی نبودم از علاقه تون به خاطر حرف من بگذرید من مشق جدید برای حفظ کردن میخواستم ارادتمند شما شاگرد کوچک استاد[چشمک]

=)0

اگه ما قل بدیم دیگه اهنگ گوش ندیم شما یه مطلب جدید میذارید؟[ابرو]