یک فریم کلمه

می گفت پدر: ... نمی شود برگردد

مادر با چشم: ... چه مـــــــی شود برگردد!

اما خواهر... نگاه او بر در بود

او رفته مگر؟... که می شود برگردد!!

پس نوشت:

این چهار خط کلمه، فریمی ست از آن شب که در خانه ی "علی بالا" اینا جمع شدیم تا خواست علی از زبان ما جاری شود...

آرامش پدرش، سکون مادرش و غریبی خواهرش...

شب داغی بود...

 راستش امروز غروب حدود ساعت 6 و نیم سکونت قلب علی در سینه ی جدیدش 5 ماهش تمام شد...

روانپزشکی شاید بگوید PTSD ست اما من می گویم داغ است...

و این ویژگی داغ است که جایش همیشه می ماند.

شادی روح همه رفتگان: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیشانی نوشت:

دلم نمی آید در چنین شبی مطلب بنویسم اما تولد انقلابمان را تبریک نگویم

جای شهدا خالی...

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لبخند ِ خدا

واقعا 5 ماه شد!!!! واااای خدااا... چقدر زود میگذره... ضربان قلب علی بالا توی این 5 ماه میشه ثانیه ثانیه های عمرمون که مثل برق و باد در گذره... و به قول حضرت علی ع : هر نفسی که میکشیم یک قدم به مرگ نزدیک تر میشیم... عمر که میگذره ولی خدا کنه حداقل طوری زندگی کنیم که وقتی برمیگردیم و به عقب نگاه میکنیم پشیمون نباشیم و نگیم ای کاش....!!!

بهمن

[گل][گل][گل]

!!!

ناگهان ديدم سرم آتش گرفت سوختم، خاكسترم آتش گرفت چشم وا كردم، سكوتم آب شد چشم بستم، بسترم آتش گرفت در زدم، كس اين قفس را وا نكرد پر زدم، بال و پرم آتش گرفت از سرم خواب زمستاني پريد آب در چشم ترم آتش گرفت حرفي از نام تو آمد بر زبان دستهايم، دفترم آتش گرفت قیصر امین پور

owner

"بهترین عطر،بهترین صوت" مثل همیشه قبل از خوردنش یک دل سیر بوییدمش... انگار نه انگار مدتهاست که از شاخه که نه از ریشه جدا مانده!بهترین و گرانبهاترین عطرها یک هزارم این دوام را هم ندارند!! با خود میگویم نه به جایی وصلی نه... .زیر بشقاب روی میز هم نه خاکیست نه ابی نه... باز هم شروع به بوییدن میکنم.مگر ادم خسته میشود... انگار دست خدا به هر چیزی برسد رنگ و بوی خدایی میگیرد.رنگ و بویی که نه تو را خسته میکند نه برای تو تکراری میشود... درست مثل صدای اذان و صوت قران که با رنگ خدایی خود همیشه برای گوش دلنوازند،با اینکه صوت همان صوت است و عبارات همان. حتی بهترین موسیقی ها هم روزی برای گوش خسته کننده و تکراری میشوند! ای کاش ما هم رنگ خدایی بگیریم که نه تکراری شویم نه خسته کننده!!

میم

ت ت ت

mehrzad

با سلام.غزل "قصیده غم" را بخوانید از جناب استاد باقری عزیز در وبسایت: mestaar.blogfa.com

س.ن

امان از این چهار خط کلمه ها... که تکرار کردن بعضی هاشان گاهی اوقات ، ما را میبرد یک جای دور... و اگر کنار یک عزیز ببرد که هیچ ، باید کلی بدویم که به هوای بارانی نخوریم ...! روحشون شاد

عماد

چطوری اینقدر خوب می نویسی!!!؟؟؟[سوال]

.........

دلم نیامد 11 بماند [چشمک]