یک فریم کلمه

می گفت پدر: ... نمی شود برگردد

مادر با چشم: ... چه مـــــــی شود برگردد!

اما خواهر... نگاه او بر در بود

او رفته مگر؟... که می شود برگردد!!

پس نوشت:

این چهار خط کلمه، فریمی ست از آن شب که در خانه ی "علی بالا" اینا جمع شدیم تا خواست علی از زبان ما جاری شود...

آرامش پدرش، سکون مادرش و غریبی خواهرش...

شب داغی بود...

 راستش امروز غروب حدود ساعت 6 و نیم سکونت قلب علی در سینه ی جدیدش 5 ماهش تمام شد...

روانپزشکی شاید بگوید PTSD ست اما من می گویم داغ است...

و این ویژگی داغ است که جایش همیشه می ماند.

شادی روح همه رفتگان: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیشانی نوشت:

دلم نمی آید در چنین شبی مطلب بنویسم اما تولد انقلابمان را تبریک نگویم

جای شهدا خالی...

/ 12 نظر / 9 بازدید