زن

بسم ا... الرحمن الرحیم


زن به عنوان تجلی صفت زیبایی خداوند در مخلوقات و بشر همواره دست خوش تعاریف متعدد و استفاده و سوءاستفاده های گوناگون بوده است . نفس انسانها از نخست تا کنون که افسار گسیخته در اثر عدم تربیت صحیح خویشتن در پی ارضای میل جنسی مضاعف و شهوت رانی انسانها را مجبور به تعاریف عجیب در ماهیت زن در تاریخ نموده است که گهگاه گام این تعاریف به عرصه ی علم و ادبیات کشیده شده و در حافظه علمی و ادبی بشریت ماندگار شده اند برای مثال در ادبیات جاهلیت عرب و شعر شاعران دون زبان فارسی تمثیل ها و تصویر سازی های جنسی از زن کاملا هویداست .
در نوعی نگرش که با خویشتن نگری محض زن را عامل انحراف می دانند بی آنکه به رضا و اشتیاق مرد در منحرف شدن نظر بیندازند همواره ارج زن ناشناخته بوده است :
زن و اژدها هر دو در خاک به
                                               جهانی از این هر دو ناپاک به
و یا
درخت مکر زن صد ریشه دارد
                                                بشر از مکر زن اندیشه دارد

در قصه سازی گذشتگان تاریخ از وقایع حقیقی مثل هبوط آدم وجود چنین نگرشی موج می زند. وقتی با اطمینان معتقد بودند که شیطان با فریب حوا توانست آدم را بفریبد وگرنه آدم به خودی خود مقصر نبود و از این راه می توان تمام سختی ها را به گردن زنان انداخت و آنان را افراد درجه دو خلقت نامید این تفکر تا جایی نفوذ کرده بود که خود زنان هم بر این باور بودند که عامل فریب هستند .
البته بدیهی است که زن بی ایمان با قدرت جذابیت فطری که دارد می تواند مرد بی ایمان را به کارهای دون مجبور کند اما چه بسا مانند این قضیه به طور عکس هم صادق باشد و به طور کلی می توان گفت انسانها برای هم جذابیت دارند و می توانند بر یکدیگر اثر گذارند و در این میان عامل عقل و ایمان است که می تواند از این جذبه در جهت رشد انسان و اعتلای انسانیت بهره گیرد و یا در کج راه نزول به درجات پست پی گیرد . در این میان و در هیاهوی یه بدیل جهل در اعراب جاهلیت که از زن در بلندی های به عنوان یک محرک پیروزی جنگ برای سربازان استفاده می کردند و زن را به پایین ترین درجات حیوانیت و شهوت جنسی نزول داده بودند، یک انقلاب فکری و ایدولوژیکی به نام نزول قرآن حادث شد .  حادثه ای که با زبانی قاطع و در آیاتی واضح پیرامون خطای نخستین آدم و حوا تمام ضمائر را مثنی آورد و تقصیر را از گردن زن برداشت و به همه اعلام کرد که عامل این دوری از محبوب تنها یک نافرمانی بود که توسط هر دوی آدم و حوا صورت گرفت و دهان جاهلیت را گِل گرفت و زن را بهایی نوع داد این انقلاب یک رهبر و معلم داشت ، محمد (ص) .
بعثت محمد (ص) بود که توانست از دختر زنده به گور سالهای کهنه ی تاریخ ، فاطمه (س) را متولد کند. فاطمه (س) نه تنها به عنوان یک معصوم بلکه به عنوان یک نماد و الگوی حقیقی زن در جامعه. روزگاری که مردان از تولد دختر رویشان سیاه می شد و در خشم و سرافکندگی فرو می رفتند و سه راه در مقابل نوزاد دخترشان داشتند : 1 - گور 2- قلعه ای محکم که حیای زن را محافظت کند 3- شوهری که مسئولیت دختر را به گردن او افکنند و گور از همه بهتر بود چون دیگر ماجرا تمام می شد و هیچ ضریب خطایی نداشت .  در جوامعی که مردان به زنان نگاه جنسی دارند وقتی همان مردان دختردار می شوند می ترسند که کسی همان تفکر را در مورد دخترانشان داشته باشد پس حبس و تعصب کور به زن همواره زاییده ی تفکرِ صد در صد جنسی در مورد اوست .
 فاطمه (س) در شرایطی متولد شد، تربیت یافت و ازدواج کرد که سالهای کمی از دوران زنده به گوری می گذشت اما یک تحول عمقی به وسعت اسلام حادث گشته بود او بود که به عنوان زنی کامل در جامعه زیست، برای زنان خطبه خواند و در یک صحنه ی اجتماعیِ دینی در هیاهویی که بسیار از مردان سر را به زیر عبا کشیده بودند قیام کرد و اولین شهید شیعه لقب گرفت .
و تاریخ گویی هر چند گاهی رجعتی به گذشته می کند رجعتی به دوران جاهلیت و بعد دوباره با مدد الهی و دستهای زمینی، انقلابی دارد پایان بخش جاهلیت . رجعتی که نه جبری است نه اختیاری است؛ رجعتی طبیعی حاصل نسیان و فراموشی انسان که تعلیمات قبلی خود را به فراموشی می سپارد و یا دوست دارد که به خاطر تمایلات نفسانی و پول و ... به فراموشی بسپارد  .
تاریخ اسلام در پرده ای از خواهش نفسانی مومنان گذشته و خلیفه های امروز به ابتذال دوید تا به قیام حسین (ع) رسید . قیام حسین (ع) بعد از حسین (ع) دو زبان اصلی و دو پیامبر داشت 1- علی بن الحسین (ع) 2- زینب (س) . همان زنی که زبان علی (ع) به کام دارد زینب (س) زنی بود که توانست تا منتهای تاریخ بشری و جغرافیای انسانی پیام حسین (ع) را به ابدیت برساند او یک زن بود که توانست با بیان راه برادر تمام انسانها را هدایت کند نمونه های عین زیادی در تاریخ اسلامی هستند که بیانگر این هستند که زن هرگز در اسلام یک " موجود دست دوم " نبوده و هرگز یک موجود ظاهری و پوچ هم نبوده، زن در اسلام یک انسان است به همان مقداری که مرد یک انسان است و این یعنی ادای تمام حقوق بشر هر کس به جای خود و برای خدا . به همین سادگی یعنی دیگر حقوق بشر و حفظ آن نه سازمان جهانی می خواهد نه رئیس و مرئوس تا کسی رئیس شود و تمام حقوق بشریت در طایفه و قوم او جمع شود . اصلا اشتباه هم همین جاست که روشن فکران غربی بعد از دریافت خود و رفتار خود با زنان و تحقیر و تجاوز و هتک حرمت آنان در جامعه آمدند داد و بی داد کردند که باید قوانین حمایت از حقوق زنان نوشته شود و گروهی افراطی تر شدند و فمینیسم گشتند. قوانینی وضع شد که بسیار منطقی بود اما یک ایراد داشت آن همه اینکه قانون بود و هر جا که قانون هست کسانی هستند که آن را اجرا نکنند  پس نیاز به نظارت دارد تا وقتی ناظر هست اوضاع خوب است اما وقتی کسی نمی بیند همان توحش سابق به سراغ می آید .
 بحث حقوق زنان ابدا مثل راهنمایی و رانندگی نیست که فقط محل اجرای آن  در جامعه باشد اصلا حقوق زن بخش عمده اش در فضای شخصی و خانه ها  باید محقق شود یعنی جایی که نه ناظر هست و نه نگهبان قانون پس روشن است. قانونی کردنِ امری اخلاقی چه فجایعی به بار می آورد اوضاع حقوق زنان در غرب نشان داد سپردن حفاظت از حقوق زنان از اخلاقیات به قانون و تعویض جای قضاوت از وجدانیات به قانون گذار چه امر اشتباهی است پس در بحث حقوق زن و کلا حقوق بشریت مهم قانون نیست بلکه وجدان است و وجدان هیچ امیری بهتر از مذهب و فرمان الهی ندارد پس در جامعه بدون دین یا با دین کمرنگ حفظ حقوق بشر شوخی بزرگ و امری محال است .
با ظهور نظام های پادشاهی و حرم سراها و زنان چهل و چهار گانه ی شاهان گویی دوباره تاریخ انسانی برگشت کرد و رجعتی به قهقرا داشت شاهانی که تفریحشان انداختن سکه در میان زنان لخت حرمسرا و دیدن آنها بود شاهانی که گهگاه به خاطر مرگ با گلوله شهید لقب می گرفتند و حقیقتا " شهید در چند قرن اخیر مظلوم ترین واژه ی واژه نامه " گشته است .
زن در انقلاب نوین ایران ( که هنوز هم پس از 30 سال نوین است ) جایگاه به جایی داشت نقش زن در انقلاب اسلامی ایران در 3 مرحله قابل وارثی است : الف ) زن در نظام سلطنت شاهنشاهی ب) زن در ایجاد انقلاب ج) زن پس از انقلاب .
الف ) زن در نظام سلطنت شاهنشاهی :
زن در نظام سلطنت شاهنشاهی رفته رفته داشت همان هویت جاهلی و جنسی خود را می یافت هویت که در ایران تا حدودی یه دلیل آمیزه های شیعی و فرهنگ غنی ایرانی نتوانست با سرعت راه یابد . می توان در زمینه ی حیا و نحوی نگرش به زن در فرهنگ ایرانی به این نکته اشاره کرد که هرگز در تخت جمشید نقوشی از زن برهنه یافت نمی شود در حالی که در غرب ما یک ژانرِ به اصطلاح هنری در پیکره تراشی داریم که تراش پیکره ی زنان به صورت برهنه است و در به اصطلاح هنر نمایشی آنان زمینه ای است که زنان را با تن های برهنه به حرکات نمایشی و نمادین مشغولند بدنهایی که کاملا برهنه است اما با رنگهای مختلف نقاشی شده و رنگ شده است .
بنیان ایدئولوژیکی که در قاجار بنا نهاده شد با پیشرفت صنعت در ایران ، تجدد و مدرنیته کم کم به اوج خود رسید. نحوه ی سلطنت قاجار در دو کلمه در زبان آنها قابل تجمیع است " شاه شهید" آنها می خواستند هم شاه باشند و شاهانه دنیا طلبند و هم شهید باشند و با تیغ مذهب مردم را بکشند و خود آبرومند و آخرت خواه باشند. اما هرچه بودند آمدن آنها بر سر کار حاصل فریب مردم و دستهای بیگانه نبود در شلوغی کشور اجداد آنها از میان اُمرای نواحی مختلف ایران قدرتمندتر بودند و شاه شدند، اما در پهلوی اوضاع از بیخ و بن خراب بود قاجار شاهانی بودند که آمدند بعد خراب شدند و سر سپرده گشتند اما پهلوی اول فاسد و سرسپرده شد و بعد آمد ( اما در دید کلیِ اسلامی هر دوی آنها  مردودند چون ولایت و خلافت جعلی داشتند ) رضا خان که با دست بوسی برخی علما توانست آبرویی میان مردم یابد بعد از مدتی که امیرانش فرمان زدودن دین و حجاب به او و دوستش آتا ترک دادند ورق در ایران برگشت و حجاب دشمن سلطنت معرفی شد و زنان به خاطر کشیده نشدن حجابشان به خانه های پناه بردند . آتا ترک موفق تر بود و ثمره ی شجره ی ملعونی که کاشت را همچنان می توان در ترکیه چید. رضاخان رفت و محمد رضا آمد محمد رضا همو بود کمی بی عرضه تر و سر سپرده تر .


 ب) زن در انقلاب :
نقش زن در ایجاد انقلاب غیر قابل چشم پوشی است شکنجه شدند اعلامیه پخش کردند شهید شدند مادرانی که کودکان خود را نمی دیدند تا آینده ی کودکانشان را آنچنان که می خواهند و بر مبنای عقیده ی خود بنا کنند زنانی که دیگر از بودن به عنوانی کالای تبلیغاتی یا تجارتی خسته شده بودند .
ج) زن پس از انقلاب :
زنان پس از انقلاب چه در دوران جنگ و چه در دوران سازندگی نقش ویژه ای ایفا کردند آنچه که بعد از انقلاب اتفاق افتاد زن را می توانست در فضایی که می خواست قرار دهد یعنی فضا آماده بود تا هرکه می خواهد در جامعه مطرح شود . مطرح شدن حجاب پس از انقلاب یعنی دادن ارزش به وجود زن؛ البته هرگز منظور ما از حجاب صِرف چادر نیست چون ما در اسلام هرگز تاکیدی بر مدل پوشش نداریم چون اسلام مد ساز نیست بلکه ما در اسلام محدوده ی پوشش داریم که می تواند با چادر یا مانتو یا ... ایجاد شود اما آنچه اهمیت دارد آن است که باید آن حدود رعایت شود گاهی ممکن است یک چادر آن را رعایت نکند و یا یک مانتو آن را رعایت بکند ویا برعکس پس در مدل پوشش باید آزاد اندیشید درست مثل اسلام .
حجاب _ که برای محتجب حجب و حیا می آورد و او را محجوب می کند ؛خواه مرد باشد خواه زن و در اصل هر دو _  نشان دهنده ی این است که آن وجود ارزش های والای دارد که نباید بگذاریم احترام کور دلان به او برای ظاهر باشد  ، حجاب یعنی آنچه پشت آن پرده است وجودی ارزش مند تر از چند خطوط منحنی ظاهر است بلکه او وجودی است پر از خطوط صاف تا متنهای انسانیت .
به هر حال زنان و مردان پس از انقلاب با رعایت حجاب و حیای مضاعف در جامعه می توانستند تعامل منطقی تری با هم داشته باشند تعاملی که مملو از انسانیت است . در جامعه ی واقعی باید همه به هم به چشم انسان بنگرند .

 

/ 0 نظر / 7 بازدید