همراه با کاروان حسینی (قسمت چهارم)

 

نیرنگ ابن زیاد در ورود به کوفه

گفتیم که عبید الله بعد از دریافت حکم سلطه بر کوفه از یزید و قتل جناب سلیمان پیک امام حسین(علیه السلام) به سرعت راهی کوفه شد تا از همراهی مردم با امام حسین(علیه السلام) جلوگیری کند در راه گروهی از همراهان عبید الله که دل های شان با امام (علیه السلام) بود خود را به زمین می انداختند تا مانع حرکت سریع عبیدالله شوند اما عبیدالله که می دانست از میان او و امام حسین (علیه السلام) هرکه زود تر به کوفه برسد مردم به حمایت از او بر می خیزند هر چه سریع تر به مسیر ادامه داد تا به کوفه رسید.

مردم کوفه که پیشاپیش خبر آمدن امام(علیه السلام)  را به دعوت خودشان توسط جناب مسلم ابن عقیل دریافت کرده بودند و با مسلم قاصد و پیک امام بیعت کرده بودند فکر می کردند عبیدالله ، امام حسین(علیه السلام) است علت این اشتباه این بود که عبیدالله می دانست مردم دل خوشی از او ندارند و ممکن است مانع ورود او به شهر شوند برای همین خود را شبیه امام (علیه السلام) کرد ، عمامه سیاه بر سر گذاشت . چون از کنار نگهبانان شهر می گذشت آن ها که فکر می کردند او امام حسین(علیه السلام) است می گفتند خوش آمدی ای فرزند رسول خدا(ص)... از کنار هرجماعت که می گذشت مردم به پایش بلند می شدند و دعا می کردند و می گفتند ای فرزند رسول خدا (ص) خوش آمدید  و صفا آوردید! (اخبار الطوال ص 232). به نعمان رسید نعمان والی کوفه به خیال این که او امام حسین(علیه السلام) است گفت : تو را به خدا سوگند چرا دست بر نمی داری؟ گرچه من ضرورتی برای جنگ با تو نمی بینم ولی امانتی را که به من سپرده اند تسلیم تو نخواهم کرد. عبیدالله باز سخن نگفت بعد عبید الله نزدیک نعمان رفت آن دو کنار پنجره مشغول گفت گو شدند و عبیدالله به او گفت که در را باز کند در این لحظه یکی از کوفیان که پشت سر عبیدالله بود فریاد زد : ای مردم به خدا سوگند او پسر مرجانه است.

سپس نعمان در را باز کرد و او وارد شد سپس درب کاخ را بر مردم بستند. او به محض ورود مردم را به مسجد خواند و مردم را تهدید کرد و از مهتران تعهد بر عدم یاری امام حسین(علیه السلام) گرفت و ترساند که نباید از امام (علیه السلام) حمایت کنند و این چنین بود که مردم سست کوفه ترسیدند و بیعت خود با جناب مسلم را شکستند و آن عزیز پیامبر را در کوچه ها رها کردند تا دستگیر شد و به شهادت رسید. که خود این بخش تاریخ بسیار خواندنی است و برای مطالعه بیشتر شما را به کتب تاریخی از جمله با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه ج 2 نوشته شیخ نجم الدین طبسی رجوع می دهیم.

اگر توفیقی بود در چند نوشته بعد به معرفی چند چهره در قیام امام (علیه السلام) اشاره می کنیم.

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
س آ

آنانکه خرج بزم عزای تو میشوند از زائران کربوبلای تو میشوند گیرم که خیمه های تو را زیر و رو کنند این خانه ها حسینیه های تو میشوند

سلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام