شعر سپید علیرضا قزوه پس از حرمت شکنی عاشورا

شام غریبان حسین امشب است...
---------------------------------------

آن روزها
هر وقت پرده خوان
از نقل شاهنامه و سهراب می گفت
به کربلا که می رسید
نقل علی اکبر می خواند و می گریست
حتی گاهی قوّال با شمشیر
می زد به پهلوی خود
حالا به جای قاسم و عباس
دارند روضة سهراب می خوانند
به جای رقیه
دارند روضة ندا را فریاد می کنند...
این نقل
نقل پرده دران است
بزن به طبل لجاجت طبّال
که میر بی بی سی
امشب به کربلا وارد می شود
از در پشتی
بزن به طبل لجاجت طبّال
که شیخنا می رسد به کربلای مجازی
از راه اینترنت
از راه اعتمادالسلطنه
عمّه ببین به کربلا
این همه موبایل های دوربین دار آمده
عمه ببین که علم ها خونی است
و میکروفون ها خونی
و صداها خونی
شاید به اشتباه
دو حسین آمده اند اینجا
جوانان بنی هاشم بیایید
راه این پیران فتنه را سد کنید
مسلم این اتفاق ها را دید و گریست
من مسلمم
و راه برگشت دارم
من مسلمم
این نامه را از خانه هانی می نویسم
مرام من کشتن نیست
ما سهراب کش نیستیم
"مستی بیاید قی کند
مستی جهان را طی کند "1
***
امشب دوباره مست حسینم
رباب ایرانی را برمی دارم و می گریم
و می زنم به سیم آخر
با گریه بر علی اکبر
که بی تابم مانند او
و گریه می کنم سپید سپید
به غربت کسی که شما نشناختیدش
و سرم می سوزد از این همه بدرقصی ها
چون بیمار کربلا
هنوز تاول بسیجی ها دارد می ترکد
و شما اصحاب نمک و کورچشمی
چقدر زود حرمله شدید
در دو کربلا
دو دسته عزادار می بینم
که هر کدام
دیگری را
یزید می داند
از میکروفون ها خون فوّاره می زند
امشب شهادت نامه ای امضا نمی شود
تنها خبرگزاری ها گفتند:
امشب بناست اتّفاق بدی بیفتد!
و افتاد
موبایل ها در تاریکی شب
ویبره می گریند
بلوتوث بلوتوث نوحه می خوانند
و می ریزند
به دریای سایت آل صهیون
از کمپ موج نو
اولین نفر به میدان رفت
شیخ متغیّر پیشانی اش را پوسید و گریست
بناست قورمه قورمه کنند
شاید که انتخابات باطل شود
و از جناح روبرو
از اصحاب انتخابات علیه السلام!
بناست قیمه قیمه کنند
در کربلا دو حسین آمده است
اصحاب قورمه اند و قیمه!
اصحاب شیشه و بشکن بشکنه امشب
اصحاب قمه و قلیان
و بی شمار یزید
از این همه یزید
یکی منم
یکی هر آن که غیر شما باشد
دعوا سر حسین اصلی ست
اگر حسین من تویی سرت کو؟
حسین من سر نداشت
حسین من پشت سرش سایت های سبز نداشت
اینجا حسین های زیادی می بینم
حسین من حسین ناز بود
حسین جاز نبود
حسین من
حسین بالاترین نبود
حسین من
حسین سارکوزی نبود
به کربلا رسیده اند جماعت
و دعوا سر حسین اصلی ست
و تشنگان دارند آب می شوند و
خلیفه ها دارند آب می فروشند و
سایت ها دارند ماهی شان را می گیرند
از مزرعه خدا
در ظهر کربلا
و شیعیان حسین(ع)
این بار
به جان حسین افتاده اند
اگر حسین من تویی رأیم کو؟
که ما رأیت الا رأیی...
این را کسی می گوید
که فکر می کند ابوالفضل
برادر عبّاس است
و فکر می کند که رای او بالاترین است
و فکر می کند که مردم ده
گوساله اند
کسی که جای زنجیر زدن
زنجیر انداخته است این همه سال
و تازه از فرنگ رسیده است
آقای لیوایز و توییتر و باراک
آقای آدامس خروس و مک دونالد
تو ایرانی نیستی
یکی از شعبه های تیری هستی که خورد
به گلوی اصغر شش ماهه
دخترانی که گوشواره تان را به رخ می کشید
مردان انگشتر مطلّا...
دیگر اینجا سایت اللهی شدید
"بیش از این بابا دلم را خون نکن "2
نگاه کن چه میر و مرگی راه انداخته اند
مهلا مهلا...
***
بعد از آن همه جنگ
به کربلا رسیده ایم
عمه ببین به کربلا این همه لشکر آمده
با موبایل های چند جیبی
به عخش اختشاش
با همان آش و
همان کاسه
رییس سایت چلپاسه
دعوت به شام کریسمس می شود
در کاخ سفید
مبارک است اسرائیل
مبارک است جاسوسی گراز یک چشم...
مبارک است گره خوردن عاشورا و یلدا با کریسمس
مبارک است
"زیرکی ظنّ است و حیرانی خبر "3
اصحاب او حیران الله بودند
و شما زیرکان دنیایید
امّا همیشه مختاری هست
مختار این بار زودتر
به انتقام خون حسین آمد
در کاروان ما
مختارها کم نیستند
مختارهای مختار و بی اختیار
اما در کربلای ما
همیشه اتفاق ها
از جنس "ما رایت الا جمیلا " ست
از جنس ما رمیت ...
***
در محاصره این همه موبایل
که زنگ می زنند کنار فرات
در محاصره این همه فتوشاپ و گوگل
که رفته اند تا گودال قتلگاه
و پیش از این بازی ها
می خواستند سر حسین مرا
بر نیزه ها ببرند
از جانب فرات و از در مخفی
همین سپاه اشقیا
شما نبودید
داشتید علیه هم شعار می دادید
در دانشگاه
روزی که دانشگاه
دانشکاه شد
حالا رسیده ایم به کربلا
و خیمه ها را قاطی می بینم
پرچم ها را خونی
و خبرگزاری ها
خیمه هایشان را علم کرده اند بر تل زینبیه
اینان که رنگ خیمه شان سبز است
اصحاب آشنایی زدایی و تأویل اند
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است "4
مواظب باش
وگرنه حرمله خواهی شد
ساعتی بنشین که باران بگذرد
حالا
چندی ست سپاه اشقیا سبزند
سپاه اتقیا قرمز
چندی ست شنود گذاشته اند
در حلق پاره پارة اصغر
مصاحبه سی ان ان
با نائب حسین عصر!
مصاحبه بی بی سی
با بی بی الفلان
زن پریزیدنت ثمّ الثانی!
تقدیر کاخ سفید از زحمتکشان بازی عاشورا
و این سریال ادامه دارد
و گریة من
از پی کاروان اسیرانی
که بی صدا می گریند
من فکر می کنم
که کربلا
باید جای دیگری باشد
و این حسین ها
نالوطیان همین شمرانند!
***
شما فروختید شام غریبان را به شب یلدا
سر حسین را به هندوانه ای
تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال
که سرخ
سر حسین شهید بود
شما اصحاب تخمه اید
و سیب سرخ
سر بریدة مولا بود
انار دانه دانه
اشک زینب کبری بود
بروید سوار شتر شب شوید و
فیلترتان را بردارید و بروید...
**
شام غریبان حسین امشب است...
ما آب و آتش را با هم جمع می کنیم
دارند سیب سرخ سر حسین علی را می آورند
شما با محراب و منبر بازی کردید
چنگ بزن به شب یلدا
یا شیخنا المتغییر
که رستگار شوی
شام غریبان روضه غیب هویت است
بسیجی آمده است کشته شود
سهراب را پدران فتنه کشتند
نه بسیجی ها
سهراب به دست سیاوش کشته نشد
سهراب را مثل همان سهراب
پدران فتنه گر کشتند
شما که می خواستید
یک شبه هفت خوان را طی کنید، کشتید
**
نشسته ام در کنار خرابه
با گریه بر حسین دلم باز می شود
و نوحه می خوانم در دستگاه شور و ماهور
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم
می گریم و شادم چون مولانا
و متّصلم چون او
به غم حسین
شما دنبال دیسکوتان باشید
المخملباف یکفی بالپاپیون
شما دنبال دین پاپتان باشید
دنبال جاز پاپ
سواران شتر شب مشروطه
برادران صفدر تقی زاده
که دینداران اندک شده اند
قل الدیانون
بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب
عجب زنده کردند این دو
انگلیس را
در این سه چار ماه
شترانشان حامله اند
بناست خوک بزایند
خوکهای بریطانیای دسته دار
مرحبا به شیخنا المتغیِر
مرحبا به میر
برگریزان پاییز است و
و سرریزان خون حسین
حسین من در مهر وارد شد
اما شما نامهربان بودید
شما به من سنگ زدید
شما به کربلا سنگ زدید
در سایت بالاترین چلپاسه
که کربلا ایرانی نیست
که محمّد(ص) ایرانی نیست
که خدا و پیغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجیه
با این حساب
عمامه سیاه سیّد یزدی،
پر!
با این حساب
عبای شیخناالمتغیر،
پر!
"ای خون اصیلت ز شتکها به غدیران
افشانده شرفها به بلندای امیران
از کرببلا آمده جاری شده وانگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران... "5
سوگ سیاووشان است
من از جناح راست نیستم
و از جناح چپ هم
من از جناح ذوالجناحم
امام گفت :
چراغ را خاموش کنید
شتر شب را سوار شدید
اینها شترهایشان معجزه کرد
و با شترهاشان به استودیوی شب بی بی سی وارد شدند
اگر دین ندارید آزاده باشید
که روز واقعه است
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید
در روز واقعه تابوت خلق را
به رنگ سبز کردند
زردها بی خود قرمز نشدند
سبزها بی خود قرمز نشدند
**
نشسته ام در خیمه امام و کوثری می خواند
آه از آن لحظه ای که با تن چاک چاک...
نشسته ام در خیمه غریبی این دل
و بچه ها دم گرفته اند:
سر حسین مظلوم از تن جداست امشب
سر حسین مرا بر اس ام اس می برند
و روضه خوان می خواند:
شام غریبان حسین امشب است...


1- از مولاناست
2- از عمان سامانی است
3- از مولاناست
4- از محتشم کاشانی است.
5- از حسین منزوی است.

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
میم1

من همان دردم که درمانش تویی/ من همان اشکم که سیلانش تویی من همین جانم نه یش آید نه کم/ من همین هیچم ، چه گویی چون منم هرکه این آزار را خندیده بود/ در میان معرکه رقصیده بود با خلایق ما کجا همت شدیم/ خود ندیدیم و همه امت شدیم شاید از درد من آنگه بشنوی/ هک دگر جز نشنو چیزی نشنوی گاهی از آشوب دوری می کنی/ گاه خود آشوب داری می کنی گاه خاموشی جمعی بشکنی/ گاه خود خاموش جمعی می کنی گاه با دنیا رفاقت می کنی/ گاه از دنیا شکایت می کنی زمزمه اینگونه ناپایان شود/ خاک روزی بر سرم سربان شود سر همیشه زیر پا بهتر که نیست/ خواب بالا می کند بیدار کیست

میم2

پشت این خانه به خانه ، خانه ایست/ در ورای این سیه ره جاده ایست من نمی گویم که می سوزم ولی/ سوختن هم آتشی خواهد جلی شب اگر درویش خواهد آن منم/ دل اگر تشویش جوید آن منم

میم3

حاصل این چرخ بازی ها هچ باد/ بهره ی این گردش بیداد و داد آن یکی برخاست گفتا من منم/ آنکه یک دنیا به کف دارد منم آن یکی مست علوم خاص شد/ دور خود چرخید و دور از ناس شد آن یکی زورش جهان را ذره دید/ گرگ تنها بود و مردم بره دید آن یکی با شعر از خود گول خورد/ لای دفتر بین واژه وول خورد آن یکی ماه شب صد عام شد/ پخته مردم را ندید و خام شد آن یکی فریاد زد منجی منم/ خود غریق داد داد من منم آن یکی کنجی خلاص از خلق شد/ از تعلق رست و بست دلق شد آن یکی کاری شب و روزش مدام. جان بداد و بهر جان چرخید خام آن یکی میزی حسابی دکه ای/ پرسشش هم برج چندم تو که ای آن یکی هرروز دنبال کسی/ این نشد آن ، آن نشد این ، می رسی آن یکی هم هیچ بسیارند این/ صدهزاران صفر را کی بشمرین کیمیایی باشد این اکسیر هار/ آدمی را می کند پرگار زار

میم آخر

درد گفتی چمله درمان هم بگو/ من که دکتر نیستم بی گفت و گو خاطر خود را پریشان کن بمیر/ من یکی زینهام ، لالمونی بگیر!

نفس

خیلی قشنگ بود...................یاحسین شهید