سحر و جادو !

به نام خدایی که دنیا را لحظه ای به حال خودش رها نکرد...


چند وقت پیش دوستی که با نام ... نظر گذاشته بودند سوالی را طرح کردند که به بحث سحر و جادو مربوط می شد. در پاسخ به آن سوال اول یک مقدمه ی شاید طولانی و بعد نظرم را در مورد سوال هایشان تقدیم می کنم :

 


تنها در یک آیه از قرآن صحبت از پیشینه و تاریخچه سحر شده است اما بقیه آیاتی که در آن ها  از هم خانواده های کلمه ی سحر استفاده شده، بیشتر به بیان نحوه ی تفسیر مردم از اتفاقات جدید اختصاص دارد. عمده ی این کاربرد ها وقتی است که پیامبری از جانب خدا همراه با نشانه ها یا معجزاتی می آمد و مردم سریعا می گفتند این سحر است. عبارت سحر مبین به معنی جادوی آشکار و عیان حتما در ذهن و حافظه ی قرآنی شما هم آشناست و این مبین یکی از صفت هایی است که مردم به آیات و معجزات پیامبران نسبت می دادند یعنی به قول خودمان با اعتماد به نفس عالی سریعا می گفتند اینکه یک جادوی واضح است.
اما سه صفت دیگر برای سحر داریم که هر کدام یکبار و در یک آیه آمده است البته وجه مشترک این عبارت های وصفی باز همان رد حقانیت پیامبران از سوی کافران است.
*سحر یوثر : در سوره مبارکه مدثر و آیه 24 آن آمده که به قرآن نسبت داده شده است یعنی سحری که از گذشتگان به وراثت رسیده...
*سحر مفتری : در سوره مبارکه قصص و آیه 36 آن آمده که به موسی (ع) می گفتند که این سحر ساخته و پرداخته دست خود توست...
*سحرمستمر : در سوره مبارکه قمر و آیه 2 آن آمده که به معجزه شق القمر پیامبر(ص) نسبت داده شده است...
پس دیدیم که قدیمی ها هر چیزی را نمی توانستند تحلیل کنند یا شاید نمی خواستند تحلیل کنند سریعا می گفتند سحر است(در ادامه می بینیم  که ما هم هنوز این گونه ایم!)


اما سحر و ساحری به هر بهانه ایی که انجام شود مثلا انتقام از دیگری که حق ما را پایمال کرده یا نجات از مشکلات بزرگی که در آن هیچ راه نجاتی نمی یابیم به نظر من کار صحیحی نیست چون خداوند در جاهای مختلف قرآن با نظر مثبتی راجع به این کار صحبت نمی کند مثلا می فرماید ساحران پیروز نمی شوند(یونس/77) و یا خدا از زبان حضرت موسی(ع) بیان می کند که سحر آن ها را باطل می کند و لا یصلح العمل المفسدین یعنی اولا ساحران مفسد اند و سحر فساد است و ثانیا خدا آن ها را هرگز یاری نمی کند(یونس/81)


به نظر می رسد این همه مذمت سحر و ساحری از جانب خدا چند دلیل عقلانی دارد مثلا اینکه سحر مداخله در طبیعت، خارج از جریان طبیعی است و این طرح کار را خداوند هرگز نمی پسندد چون با این کار عقل ها و توانایی های مردم رشد نکرده می ماند و اصلا یکی از دلایل غیبت حضرت مهدی(عج) هم این بود که خداوند می خواست مردم خودشان رشد کنند و حجتش را بشناسند و جهان خود را به دست خود و به رهبری او آباد کنند پس اگر خدا اینگونه مداخله در دنیا را می پسندید اصلا غیبت رخ نمی داد مردم هم همه به زور و مداخله خدا باید خوب می شدند امام هم مثل این فیلم ها ضد ضربه طراحی می شدند که هیچ کس آسیبی نتواند برساندش و در این صورت اصل خلقت و شرافت انسان که اختیار است کاملا به نیشخند دچار می شد...
یک دلیل دیگر مذمت سحر این است که انسان ها نباید از خدا قطع امید کنند اگر شما در اطراف نگاه کنید آدم ها وقتی به سحر روی می آورند که به نظرشان دیگر به خدا امیدی نیست و این درست همان است که در اسلام بسیار مذمت شده است یک انسان باید همیشه توقع چیزی بیشتر از سحر را از جانب خدا داشته باشد و صبر کند تا موقعی که خدا برای آن کار صلاح می داند تا آن را انجام بدهد.
دلیل دیگر اینکه بردن مشکلات پیش انسان هایی که معصوم نیستند خود هم مفاسدی دارد که نمونه هایش فراوان است از مفاسد اجتماعی و اقتصادی گرفته الی ... حتی ما در اسلام قاعده ی کتمان گناه را در بعضی شرایط داریم و این از ظرایف اسلام است . نمونه بزرگتر بردن مشکلات پیش غیر خدا و معصوم همین است که در مسیحیت استحاله یافته ی امروز می بینیم که هیچ کس شایسته ی توبه مستقیم و طلب عفو مستقیم از خدا نیست (برعکس اسلام) و باید همه به پیش کشیش ها بروند و این دکان و بازار تزویر و انواع سوء استفاده ها است.


اما سحر را بعضی ها یاد گرفته اند و  این هرگز به این معنی نیست که می توان با سحر (العیاذ بالله) دست خدا را بست و با خدا مقابله کرد و نیرویی در مقابل خدا ساخت اما اینکه پیشینه سحر از کجا آمده و به چه نیتی بوده و بعد چه کاربردی پیدا کرده است فقط در سوره بقره آیات 102 و 103 آمده که ابتدا به خود آیه و ترجمه ی آن توجه کنید و البته در آن تامل بفرمائید تا بعد چند نکته را شفاف تر بیان کنیم:

وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشیَطِینُ عَلی مُلْکِ سلَیْمَنَ وَ مَا کفَرَ سلَیْمَنُ وَ لَکِنَّ الشیَطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاس السحْرَ وَ مَا أُنزِلَ عَلی الْمَلَکینِ بِبَابِلَ هَرُوت وَ مَرُوت وَ مَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَد حَتی یَقُولا إِنَّمَا نحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مَا هُم بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَد إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ مَا یَضرُّهُمْ وَ لا یَنفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشترَاهُ مَا لَهُ فی الاَخِرَةِ مِنْ خَلَق وَ لَبِئْس مَا شرَوْا بِهِ أَنفُسهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ
وَ لَوْ أَنَّهُمْ ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ خَیرٌ لَّوْ کانُوا یَعْلَمُونَ

(یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می خواندند پیروی می کردند ، سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد ، و لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دادند (و نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل هاروت و ماروت نازل شد پیروی کردند ، (آنها طریق سحر کردن را برای آشنائی به طرز ابطال آن به مردم یاد می دادند) و به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند مگر اینکه قبلا به او می گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم ، کافر نشوید (و از این تعلیمات سوء استفاده نکنید) ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائی بیفکنند (نه اینکه از آن برای ابطال سحر استفاده کنند) ولی هیچگاه بدون فرمان خدا نمی توانند به انسانی ضرر برسانند ، آنها قسمتهائی را فرا می گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت ، و مسلما می دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد بهره ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن می فروختند اگر علم و دانشی می داشتند ! .
و اگر آنها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند پاداشی که نزد خداوند بود برای آنان بهتر بود ، اگر آگاهی داشتند .


از احادیث چنین بر می آید که در زمان سلیمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند ، سلیمان دستور داد تمام نوشته ها و اوراق آنها را جمع آوری کرده در محل مخصوصی نگه داری کنند ( این نگهداری شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشته ) .
پس از وفات سلیمان گروهی آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند ، بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند : سلیمان اصلا پیامبر نبود بلکه به کمک همین سحر و جادوگریها بر کشورش مسلط شد و امور خارق العاده انجام می داد ! گروهی از بنی اسرائیل هم از آنها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند ، تا آنجا که دست از تورات نیز برداشتند .
در زمان سلیمان نبی(ع) شیاطین که می توانند مستقیما جنیان باشند و یا شاگردان جنیان و شیاطین انس باشند القائاتی بر مردم کردند مثل همین الان که بعضی چیز ها را القا می کنند از وسوسه های اعتقادی گرفته تا اقتصادی(رشوه و ...) تا نفسانیات و ... گروهی طبق معمول به شیطانیان یک لبیک محکم می گفتند و همه زیر و بم سحر را یاد گرفتند و این اولین باری نبود و آخرین بار هم نیست که شیطان برای انسان معلمی کرد این قصه سر دراز دارد! حتما ماجرای هابیل و قابیل و معلمی شیطان که برایتان آشناست. اما از آن طرف وقتی این علم به دست نا اهلان از انسان ها افتاد خداوند دو فرشته ی مقدس و پاک الهی را به زمین فرستاد تا راه ابطال سحر را به بعضی انسان های با ظرفیت یاد دهد چرا با ظرفیت چون برای خنثی کردن یک بمب باید ساخت بمب را هم به خوبی بلد باشید و برای ابطال سحر باید سحر کردن را هم بلد باشید. آن دو فرشته (که قطعا فرشته و قطعا مقدس بودند و به چرندیات و قصه هایی که بعد ها ساخته شده در مورد آن دو هیچ توجهی نکنید که تحریف است) به داوطلبان می گفتند که کار خطرناکی را داری یاد می گیری و اگر به جای ابطال سحر ساحری کنی هم آخرت را از دست می دهی و هم کافر شده ایی این علم برای تو یک امتحان الهی است پس حواست جمع باشد و وتعهد کن که خلاف ابطال سحر کاری نکنی مثل همین سوگند نامه حرفه ی پزشکی آن ها گفتند چشم اما ...(طبق معمول)
پس از یک طرف شیطان یاد داد و از طرف دیگر بعضی از داوطلبان حرفه ی ابطال سحر قولشان یادشان رفت
اما در این میان عده ایی هم به عهد خود با خدا عمل کردند و به ابطال مشغول شدند.
با همه ی این شرایط آیه شریفه واضحا و با تاکید می فرماید اگر خدا اجازه ندهد سحر آن ها عملی نمی شود پس آن ها هم خارج اراده خدا نمی توانند کاری کنند  اما نقش آدم های صالحی که کار ابطال سحر می کنند چیست؟
باز هم همان اصل که خدا بسیاری از گره هایی که خود انسان ها می زنند را می خواهد تا خودشان باز کنند مثل اینکه شراب را اجازه ی ایجاد می دهد ، عوارض آن را هم جلو گیری نمی کند، علم پزشکی را هم در اختیار می گذارد و نیروی های امنیتی هم با آن مقابله می کنند یعنی هر کس کارش را می کند چون این امر گره اش به دست خود انسان و عقل آن ها باز می شود و نیازی به معجزه ندارد دقیقا سحر هم همین است...


احساس می کنم متن طولانی شد پس برای آن هایی که وقت و حوصله کافی ندارند جمع بندی می کنم تا راحت تر باشند :
1-سحر کفر است و ساحر آخرتش برباد رفته و قرار نیست انسان ها در زندگی از سحر استفاده کنند.
2-خیلی چیز ها که ما سحر می گوییم اصلا سحر نیست مثلا اگر کسی ظرایف را در رابطه با همسرش رعایت نمی کند و اختلافی پیش می آید نمی تواند حتما بیندازد گردن سحر؛ یادتان که هست قبلی ها هم هرچه را نمی خواستند تحلیل درست کنند می گفتند سحر آشکار است شما دیگر این گونه نباشید...
3-خیلی چیز ها سحر نیست و شعبده و تردستی است مثل ساحرانی که مقابل حضرت موسی(ع) بودند آن ها فقط تر دست بودند؛کریس آنجل امروزی هم در همین زمره است!
4-اگر هم سحری اتفاق افتاد که در زندگی امروز به نظر من بسیار بعید است راه اول پناه بردن به خداست و تقویت رابطه با او چون به بیان قرآن اگر او نخواهد سحر خود شیطان هم کارا نیست.
5-مطمئن باشید دعا نویس های امروزی که اینترنتی و تلفنی شده اند خیلی بعید است از نسل باطل کننده های سحر زمان هاروت و ماروت باشند پس رجوع به آنها رجوع به یک شیاد متقلب است لطفا برای حل مشکلات به خدا پناه ببرید و اگر هم زبانم لال خودتان می خواهید سحر کنید که با اجازه تان کافر می شوید و روی ماه آتش جهنم را به جای ما هم ببوسید(البته دور از جان شما).
6-اما چرا خدا کلا بساط سحر را بر نمی چیند؟ باز چون به قول خدا فتنه و  امتحان است و به همان دلیلی که به انگور دستور نمی دهد دیگر شراب نشو! و اگر این کار را بکند که اختیار انسان دیگر فایده ای ندارد پس چه کسی برود بهشت و که به جهنم...

اما دوست عزیز که پرسیده بودی:
شاید کمی جواب را گرفته باشی معلوم است که خدا چه کاره است؟... همه کاره! اما قرار نیست اختیار را از ما بگیرد او به ما ابزار یک زندگی سالم با انتخاب های صحیح را داده دیگر باقی کار با ماست او می خواهد به ما بفهماند که ما واقعا چه کاره ایم... اما او لحظه ای دنیا و ما را رها نکرده او چشم به راه پاسخ های ماست که در ادبیات دینی به این پاسخ ها شکر می گویند و خیلی اوقات هم وقتی کم حوصله می شویم سنگ های بزرگ را خودش از سر راهمان بر می دارد چیزی عجیب تر و قوی تر از سحر.

/ 11 نظر / 52 بازدید