یه کله قند!

شاید امروز دیدن پوستر یه حبه قند بود که کمی کامم را شیرین کرد البته قرار بود این فیلم عید غدیر کام خانواده های ایرانی را شیرین کند اما به گزارش بقال محل ما که از قضا مثل همه بقالی ها ارائه دهنده ی محصولات فرهنگی هم هست همین چهارشنبه یعنی همین امروز این فیلم به دستشان می رسد.

توصیه می کنم دوستانی که در سینما این فیلم را ندیدند حتما ببینند و آن هایی هم که دیدند دوباره با دیدن آن کامشان را شیرین کنند، فیلمی که خودش و کارگردانش آن قدر خودی بودند که به تصمیم (گویا بدون هماهنگی وزارت ارشاد) مبنی بر نرفتنش به اسکار تن در بدهد و کشور صاحب بهترین فیلم در بخش فیلم های خارجی سال قبل اسکار امسال به خاطر اهانت به پیغمبر(ص) غائب اسکار باشد...

به نظرم یه حبه قند جزء معدود فیلم هایی ست که با یک کلمه تعریف می شود و آن کلمه "حیــــا" ست ، همان گوهر گمشده ی سینما.

/ 10 نظر / 22 بازدید
owner

یه خونه ی قدییییییمی! چه اششششی یم میخورن! نمیشد یه عکس بدون خوردنی میذاشتین![ابرو] همچین به هم زل زدن انگار .... اش و کله قند و...چه شود! باشد به تمااااااااشاااااااااایش مینشیییییییییینیییییییییم تا بلکه دهانمان با کله قندش!شیرین بشود[خوشمزه]

بهمن

پس بالاخره رخ نمود این یه حبه قند اتفاقا امروز یادش بودم به قول حوونای امروز لایک داره این پستت [چشمک]

..!!..

خیلی هم بیخود بود و خیلی هم بی سرو ته !

میم

یه حبه قند یعنی دیالوگ و سالن سه سینما شکوفه عجب سامانه ی سوتی(!) بی نظیری داشت!!!! حالا لم می دهم و با خیال تخت خواب فنری شیرینی یه حبه قند را می مزم

...

ممنون از معرفیتون زیبا بود [گل]

لبخند خدا

قلمتون خیییییییلی قشنگه.مخصوصا مطلب سبزهای کمرنگتون... چقدر نگاهتون به اطرافتون قشنگه...خوش ب حالتون مخصوصا این دو قسمت: ظاهرا اسکیزوفرنی در وی باعث شده بود که آدم ها را به شکل هیولا ببیند ... بگذریم که بیمار بود و لی به نظرم پر بیراه هم نمی دید دور از جان شما... انصافا نماینده ی فروتنی بود برای خداوند متعال ... نگاه و قلمتون قابل تقدیره.... مواظب نگاهتون باشید...

م.س

کله قند...تیتر جالبی بود.

میم

محمود دانلودش کرده بود. بعد رفته بود بقالی دیده بود پر از حبه‌های قنده دچار عذاب وجدان شده‌بود خریده بود. می‌گفت کیفیتش هم بهتره. خلاصه دیشب یک ساعت اولشو خندیدیم. بعدش گریه کردیم. نکته زیاد داشت. ولی برای من حرف باجناغ قبرسی(!) جالب بود بعد از دفن دایی که متحول شده بود... بعدشم اون دوقلو ها که شیر می‌خوردن. چندبار پریدم بالا پایین. تو سینما که نمی‌شد این کارا رو کرد!

میم

محمود میگوید سهیل چرت نوشته حیا. و مادرم هم تأیید کرد. من هم نمیدونم چه جوری شد وکیل مدافع تو شدم. الان که دارم مصداق‌های آنان را مرور می‌کنم کم‌کم آب می‌شوم. مثلاً ایرادشون به طناب انداختن و ابرو کوتاه کردن و این‌ها بود. من هم گفتم شماها سینما ندیدید بعد قرنی یک فیلم سینمایی دیدید به پریز قباتون برخورده. وقتی در میدان نیستی چه تفاوت که کیستی. و البته حق اعتراض هم نداری!!!!!